بازخوانی هشدارهای مکرر رهبر انقلاب درباره وضعیت اخلاق سیاسی/4

این میزان تأکید بر روی یک مسئله آن هم در یک دوره زمانی محدود از سوی رهبر انقلاب کم‏نظیر به نظر می‎رسد؛ و البته این میزان بی‏توجهی به فرمایشات ایشان نیز! مقام معظم رهبری بارها و بارها لب به سخن گشودند، گاه با لحنی ارشادی، گاه با لحنی هشدارآمیز و گاه با بیانی گلایه‏گونه باب این بحث را پیش کشیدند؛ اما گویا حتی عده‌ای که خود را داعیه‏داران ولایتمداری نیز دارند، ترجیح دادند از کنار این بیانات به‌سادگی عبور کنند.

به گزارش رجانیوز، اکنون رهاورد این بی‏توجهی، حاکم شدن گفتمانی صد‏در‏صد سلبی در فضای سیاسی کشور است که بر مبنای آن همه جریان‏های سیاسی از سوی رقیب به عناوینی نظیر ضد ولایت فقیه، منحرف، فاسد، ظالم، بی‎بصیرت، بانی فتنه دوم و... متهم می‎شوند! هر جریانی در این فضا می‏کوشد تا با نفی رقیب، اثبات خود را نتیجه بگیرد و با مدیریت افکار عمومی، توپِ اتهام را در میدان حریف بیاندازد! در این شرایط همه مسئولین نظام فاسدند و غیر قابل اعتماد!

صاحب‏نظران سیاسی بر این مهم مهر تأیید می‏زنند که در فضای کنونی مسائل اول کشور و موضوعاتی که موجب جدال‏ها و دعواهای سیاسی می‏شود، به شأنی نازل تقلیل یافته و اهداف کلان و آرمانی انقلاب را تحت الشعاع قرار داده است. در واقع کمتر جریان و گروهی به مسائل اصلی انقلاب و اینکه چه موضوعاتی باید به مسئله اصلی کشور تبدیل شود تا اهداف متعالی نظام برآورده شده باشد، فکر نمی‏کند. جریان‌های سیاسی در مقام ارائه راهبرد برای نظام و ایجاد فضای جدیدی در کشور نیستند؛ بلکه تنها به دنبال متهم کردن هم و خرده‎گیری بر نواقص یکدیگرند. در این فضا فاصله‏ای بین سطح خواص و عوام جامعه نیز خواه‏نا‏خواه فراهم می‏آید. چه آنکه مردم از بسیاری جدال‏های سیاسیِ بی‏حاصل گریزانند.

با توجه به اهمیت این مسئله و تأکید مکرر رهبر انقلاب بر روی آن، مرور دقیق‏تر گزاره‏های سخنان ایشان می‎تواند مسیری روشن را فراروی جریان‌های ارزشی کشور برای ادامه راه قرار دهد. مسلما مخاطب بیانات رهبری همه جریان‌های سیاسی، دانشجویان، اقشار مختلف و رسانه‏ها هستند. اکنون این ماییم که باید بنشینیم و با مرور دوباره مواضع خود و مقتدایمان فکری به حال وضعیت موجود و کنش و واکنش‏های مرسوم دنیای سیاست بکنیم. آیا وقت آن نرسیده که یک بار هم که شده انگشت اتهام را به جای رقیب به جانب خود بگیریم و سهم خود را در ایجاد این فضا به نقد بکشیم؟ چهارمین قسمت از این بحث را در ادامه می‎خوانید.

*****

من می‏گویم: هم وحدت؛ هم خلوص

دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب در مرداد ماه سال 89 به تبیین یک بحث کلیدی انجامید و آن جدال بین وحدت و خلوص بود. در فضای بعد از فتنه برخی معتقد بودند هر روز که از عمر انقلاب می‏گذرد، غربال انقلاب دانه ریزتر می‏شود و در واقع انقلاب به خلوص بیشتری می‎رسد و اکنون پس از فضای فتنه‏گون باید درصدد حذف ناخالصی‏های دیگر بود و در مورد نقش‏آفرینی آنها هشدار داد. این نگاه به "خلوص" شهرت پیدا کرد. از سوی دیگر، رهبری مدام بر ضرورت "وحدت" تکیه می‏کردند و طبیعی بود که این دو رویکرد پارادوکسیکال به نظر برسند. این دو دعوی که ناظر به دو گزاره "خلوص" و "وحدت" بود، از سوی دانشجویان محضر رهبر انقلاب عرضه شد و ایشان پاسخی قابل توجه و درخور تأمل دادند و در واقع بین خلوص و وحدت جمع کردند.

ایشان فرمودند: «یک سؤال دیگر این است که بعضى‌ها می‎گویند وحدت، بعضى‌ها می‎گویند خلوص؛ شما چه می‎گوئید؟ من می‎گویم هر دو.» و بعد این مسئله را این گونه توضیح دادند که:«خلوص که شما مطرح می‎کنید - که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌اى را که ناخالصى دارند، از دائره خارج کنیم - چیزى نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجورى حاصل نمی‎شود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم.»

اینجورى نیست که شما بیائید افراد ضعیف‌الایمان را از دائره خارج کنید/ دائره‌ خلّصین را توسعه بدهید

رهبر انقلاب برای روشن‎تر شدن مسئله به شرایط صدر اسلام اشاره کردند و فرمودند:«در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌کعب بود، عمار بود، کى بود، کى بود؛ اینها درجه‌ى اول و خالص‌ترین‎ها بودند؛ عده‌اى دیگر از اینها یک مقدارى متوسطتر بودند؛ یک عده‌اى بودند که گاهى اوقات پیغمبر حتّى به اینها تشر هم می‎زد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه‌ى چند هزار نفرى - که کار خالص‌سازى خیلى آسانتر بود از یک جامعه‌ى هفتاد میلیونى کشور ما – می‎خواست خالص‌سازى کند، چه کار می‎کرد؟ چى برایش می‎ماند؟ آن که یک گناهى کرده، باید می‎رفت؛ آن که یک تشرى شنفته، باید می‎رفت؛ آن که در یک وقتى که نباید از پیغمبر اجازه‌ مرخصى بگیرد، اجازه‌ مرخصى گرفته، باید می‏رفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید می‎رفت؛ خوب، کسى نمی‎ماند.»

ایشان ادامه دادند:«امروز هم همین جور است. اینجورى نیست که شما بیائید افراد ضعاف‌الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه‌ اینکه میخواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه می‎توانید، دائره‌ خلّصین را توسعه بدهید؛ کارى کنید که افراد خالصى که می‎توانند جامعه‌ شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه می‎توانید، در حوزه‌ نفوذ تشکل خود، براى بالا آوردن میزان خلوص‎هاى فردى و جمعى تلاش کنید؛ که نتیجه‌ آن، خلوص روزافزون جامعه‌ شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.»(بیانات در دیدار دانشجویان در یازدهمین روز ماه رمضان 31/5/89)

این پرسش و پاسخ در حالی صورت پذیرفت که در شرایط آن روز از هاشمی، مشایی و طیف قالیباف با عنوان بانیان احتمالی فتنه دوم و کسانی که باید برای خالص‏تر شدن جبهه انقلاب کنار گذاشته شوند، سخن به میان می‏آمد. در این میان طبیعی بود که هر جریان تمام تلاش خود را به کار بندد تا انگشت‏های اشاره را به طرف دیگر برگرداند و این در واقع سرآغازی شد بر موج جدید اتهام‏زنی‏ها و فضاسازی‏ها. مشکل صرفا عجله در شناسایی عوامل فتنه دوم و مواجهه صریح با آنها نبود؛ بلکه یک مشکل "فتنه دوم سازی" بود. مسئله "فتنه دوم" بهانه‎ای شد برای برخی تصفیه حساب‎های سیاسی و برخی قدرت‎طلبی‎ها تا فضای سیاسی جامعه بیش از پیش به سوی تخریب و تخطئه میل کند؛ هر جریان، جریان دیگر را متهم کند و متقابلا نیز مورد اتهام قرار گیرد و جز دعواهای بی‏حاصل نتیجه‏ای حاصل نشود.

می‏خواهند مردم را نسبت به مسئولین بی‏اعتماد کنند

رهبر انقلاب یکی از دلایل عمده اینکه وضعیت نخبگان جامعه این گونه می‏شود و جدال‏های بی‏حاصل و غیر اصولی در فضای سیاسی رایج می‏شود را نشناختن پازل دشمن و متوجه نبودن نسبت به عواقب کنش‏های سیاسی دانستند. ایشان بارها و بارها در موارد مختلف توصیه کردند که جریانات سیاسی از منظر نظام و مبانی نظام به عرصه سیاسی بنگرند؛ نه از منظر منافع و اهداف خاص سیاسی خود.

رهبر انقلاب شهریور ماه سال جاری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان به همین مسئله اشاره کردند و فرمودند:«دشمن الان چه کار دارد می‏کند؟ یکى از مهمترین یا شاید بتوانم بگویم مهمترین کارى که دشمن می‏کند، دو قلم کار است: یک قلم، جدا کردن مردم از نظام، یک قلم جدا کردن مردم از بیّنات دین و اصول دین و واضحات احکام اسلامى و شریعت اسلامى است. این دو تا قلم کارى است که اینها دارند انجام می‏دهند. درست هم فهمیده‌اند؛ چون پشتوانه‌ى نظام، مردمند. می‏دانند که اگر مردم را از نظام جدا کردند، نظام بى‌پشتوانه خواهد شد؛ لذا سعى می‏کنند مردم را از نظام جدا کنند.»

ایشان به نحوه این اجرایی کردن این اهداف اشاره کردند و در این باب فرمودند:«چه جورى؟ بى‌اعتماد کنند. یک کارِ واضح؛ بى‌اعتماد کنند: مردم را به مسئولین بى‌اعتماد کنند. مسئولین هرچه کار بکنند، هرچه تلاش بکنند، هرچه تحرک نشان بدهند، هرچه کارهاى خوب بکنند، یک تفسیر بدى در رادیوهاى بیگانه و در تبلیغات بیگانه وجود دارد که اگر انسان این رادیوها را نگاه کند، این به طور واضح مشاهده می‏شود.»

نباید به خاطر یک عملکردى در یک گوشه‌اى، مسئولین نظام را در چشم مردم بی‏اعتبار کرد

رهبر انقلاب به موضع امام در خصوص کارگزاران نظام اشاره کردند و افزودند:«بنده هم از همه‌ دولتها به این حیث، دفاع کردم، باز هم دفاع میکنم.» ایشان تأکید کردند:«نباید به خاطر یک عملکردى در یک گوشه‌اى، مسئولین نظام را اعم از قوه‌ مجریه یا قوه‌ مقننه یا قوه‌ قضائیه، در چشم مردم بى‌اعتبار کرد. چون مردم اگر چنانچه احساس کردند که این دستگاه‌هاى عظیم نمی‏توانند مورد اعتماد قرار بگیرند، امید مردم از بین خواهد رفت. فکر این را باید بکنند.»

این چیزهایی که می‏گویید، خلاف حق است

بیانات رهبر انقلاب خیلی مهم و کلیدی بود. ایشان برای اینکه برخی گمان نکنند رهبری صرفا مصلحت‏سنجی می‏کنند و بعد بگویند امام کمتر مصلحت‏اندیشی می‏کرد، به صراحت فرمودند:«انصافاً خلاف حق هم هست؛ یعنى این چیزهائى که گاهى اوقات گفته میشود، خلاف حق است. خب ما داریم مى‌بینیم اوضاع و احوال را و از بطون کار آشنا هستیم؛ خیلى تلاش دارد می‏شود؛ تلاش مؤمنانه و مخلصانه؛ انسان این را مشاهده میکند. پیشرفتهائى هم که مشاهده میشود - هى گفته میشود پیشرفتهاى کشور، پیشرفتهاى کشور - اینها همین طور با نشستن کنج خانه و بیکارى مسئولین که به دست نمى‌آید؛ با تلاش مسئولین اینها به دست مى‌آید. تلاش دارد میشود؛ انصافاً تلاش می‏شود. دشمن می‏خواهد این حالت را از بین ببرد.»

ایشان با اشاره به خواست دشمن افزودند:«دشمن می‏خواهد این حالت اعتماد مردم به مسئولین نظام را سست کند تا مردم احساس کنند نمی‏شود به دولتشان اعتماد کنند؛ به قوه‌ قضائیه‌شان، به مجلس‌شان نمی‏شود اعتماد بکنند؛ این‏ها را در چشم مردم خراب کنند. این خطاست. این یک قلم کار دشمن است که این را باید فهمید.» رهبر انقلاب کسانی که در این راستا عمل می‏کنند را تکمیل کننده پازل دشمن دانستند. ایشان فرمودند:«نباید با دشمن همصدا شد، نباید جدول دشمن را پر کرد، پازل دشمن را تکمیل کرد، صداى دشمن را در داخل بازتاب داد؛ اینها را باید مراقبت کرد.»

سکه رایج شدن روش امام و راه انقلاب مسئله اصلی است

مقام معظم رهبری به مسائلی که مهم و اصلی می‏دانند اشاره کردند. ایشان رأی با اهمیت و تأثیرگذار مردم در انتخابات 88 به شعارهای انقلاب و شعارهای اسلامی را مورد توجه قرار دادند و این همه را نشانه بیداری مردم دانستند. ایشان درخصوص موفقیت ملت فرمودند:«شعارهاى انقلاب، امروز زنده است. حرف‏هاى امام، امروز حرف‏هاى رائج است؛ سکه‌ رائج است. کسانى که می‏خواهند در بین مردم سرى بلند کنند، حرف‎هاى امام را تکرار می‏کنند؛ خودشان را مستند به امام نشان می‏دهند. یک روز خلاف این بود؛ یک روزى که چندان دور نیست از ما، کسانى بودند که تظاهر می‏کردند به مخالفت با امام؛ رفتند گفتند انقلاب دفن شد! صریحاً اعلام کردند. عده‌اى گفتند که بایستى مردم را از خدا جدا کرد! اینها را صریح پشت بلندگو آن روز می‏گفتند. امروز جرأت نمی‏کنند اینها را بگویند. امروز آن کسانى که با مردم می‏توانند حرف بزنند، تریبون دارند - یا از هر وسیله‌اى استفاده می‏کنند - دم از امام و دم از انقلاب و دم از شعارهاى امام می‏زنند؛ حالا با شیوه‌هاى خاص. این خیلى مهم است. این نشان‌دهنده‌ این است که سکه‌ى رائج در کشور و روش مقبول، روش امام است و راه انقلاب است. این خیلى چیز بزرگى است.»

مسائل فرعی نباید ملاک موافقت و مخالفت قرار گیرد

رهبر انقلاب در ادامه باز هم توصیه کردند متوجه مسائل اصلی باشید و این قدر مسائل فرعی و جدال‏های بی‏حاصل را بزرگ نکنید. ایشان فرمودند:«مسائل اصلى را باید شناخت و مسائل فرعى را اصلى نکرد؛ نه اینکه مطرح نکرد؛ نه، مسائل فرعى هم باید طرح شود؛ همه‌ جزئیات باید طرح شود؛ اما اصلى نشود و ملاک مخالفت و موافقت قرار نگیرد. ملاک موافقت و مخالفت، صراط مستقیم حق است، اسلام است، تشرع است، تدین است، پایبندى به مبانى انقلاب است، پایبندى به آرزوهاى امام و اهدافى است که امام ترسیم کردند؛ مقابله‌ با مستکبرین است، بدبین بودن به مستکبرین است. یعنى بدانیم که دشمن ما کیست. اینجور نباشد که ما با رفیق و برادر خودمان که مثلاً اینجا نشسته، بنا کنیم مخالفت، اما دلمان با آن مستکبر، با آن بى‌حیاى مخالف همراه باشد، از او کمک بخواهیم، به او اعتماد کنیم؛ اینجورى نباشد.»(بیانات در دیدار اعضای خبرگان 25/6/89)

رهبر انقلاب در واقع باز هم اینجا ملاک‏هایی که متأسفانه برای مخالفت‏ها و موافقت‏ها رایج شده است را غیر اصولی می‏دانند و معتقدند مسائل دیگری را باید معیار مرزبندی‏ها قرار داد. یکی از مشکلات فضای سیاسی کشور مشخص نبودن عمق تئوریک و مبنای واقعی مرزبندی‏ها و صف‏بندی‏هاست. اینکه واقعا گروه‏های مختلفی که روز و شب به هم می‏تازند، دعوایشان از کجا آغاز می‏شود؟ در کدام اصل مبنایی اختلاف نظر دارند؟ وجه افتراق و اشتراک تئوریک آنها کجاست؟ و...

برخی از روی جهالت و غفلت دم از تفرق می‏زنند

جالب اینکه رهبر انقلاب سال قبل از این هم در دیدار اعضای مجلس خبرگان همین مسائل را مورد توجه قرار دادند. ایشان فرمودند:»«یکى از خطوط کارى اصلى دشمن، همین مسئله‌‌ى تفرقه است.» رهبر انقلاب با اشاره به حضور گسترده مردم در راهپیمایی‏ها و مناسبت‏های مختلف فرمودند:«اینها همه نشانه‌‌ وحدت است؛ نشانه‌‌ همدلى مردم است؛ نشانه‌‌ى این است که یک مرکز مشترکى وجود دارد که مردم على‌‌رغم اختلافات جزئى و فرعى‌‌اى که با هم دارند، در گرایش و انتماء به این اصل، متفق‌‌اند؛ دلشان متوجه این مرکز است؛ که این مرکز هم دین است، اصول اسلامى است، ارزشهاى والاست، دین خداست. این، خیلى چیز مهمى است»

ایشان باز هم باب گلایه‏ها را گشودند و فرمودند:«خوب، همه باید در مقابل این وحدت سر فرود بیاورند، وقتى این وحدت را مى‌‌بینند. مى‌‌بینیم که متأسفانه بعکس، بعضى دم از تفرّق میزنند، از روى جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است این چیزها، بیش از آنچه که بر چیزهاى دیگرى انسان بخواهد اینها را حمل کند.»

در جنگ احد هم مسلمانان از خودشان ضربه خوردند

ایشان خط دشمن را خط ایجاد تفرقه دانستند و از تلاش دشمن برای منصرف کردن ذهن مردم از دشمنی دشمن سخن گفتند. رهبر انقلاب فرمودند:«مسئله‌‌ى بعدی - این خط دیگرى است که به نظر ما دشمن بر روى او هم دارد سرمایه‌‌گذارى می‏کند - منصرف کردن ذهن مردم از دشمنىِ دشمن است.»

اشاره رهبر انقلاب به جنگ احد نیز کاملا معنادار بود. ایشان ادامه دادند:«ما هرگز منکر نیستیم که در نارسائى‌‌هاى گوناگون و مشکلات فراوانى که بر سر راه جامعه و افراد پیش مى‌‌آید، تقصیرهاى شخصى و تقصیرهاى اجتماعى، از درون وجود دارد؛ در این هیچ تردیدى نیست؛ کسى این را منکر نیست. "ما أصابک من حسنة فمن اللَّه و ما أصابک من سیئة فمن نفسک"؛ اینکه معلوم است؛ دشمن هم اگر ضربه‌‌اى به ما زد و این ضربه کارى شد، این هم «من نفسک» است؛ در این شکى نیست. در جنگ احد هم که دشمن حمله کرد و ضربه زد، در حقیقت مسلمانها از خودشان ضربه خوردند؛ در این که بحثى نیست؛ منتها نکته این است که اگر انسان بخواهد ضربه نخورد، باید نقش دشمن را ببیند.»

رهبر انقلاب افزودند:«یکى از لوازم توجه و ملاحظه براى ضربه نخوردن، دیدن دشمنى است که می‏خواهد به ما ضربه بزند؛ از این ما را نباید غافل کنند. خط اغفالِ به خصوص خواص و نخبگان از تأثیر دشمن، یکى از خطوط القائى و تبلیغاتى دشمن است. حالا طرق مختلفى البته براى این کار دارند. تا کسى بگوید دشمن، می‏گویند: آقا شما همه‌‌اش به گردن دشمن مى‌‌اندازید! خوب، هست دشمن؛ چرا نمى‌‌بینیم دشمن را؟ چرا نمى‌‌بینیم شعف عظیمى که دشمن پیدا می‏کند از آنچه که اینجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواى بعد از انتخابات به وجود مى‌‌آید؟»(بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان 2/7/88) (رجانیوز)

/ 4 نظر / 26 بازدید
مرحوم ساسی مانکن

این طرحت و طرح پایینی خیلی باحاله سعی کن متن رو با عکس قاطی کنی اونوقت یه وبلاگ مسخره خواهی داشت [نیشخند]

farzan

سلام، ما رفتیم سوریه که فتنه بر علیه اسد را خاموش کنیم. خوب در هر صورت خیلی‌‌ها تنبیه شدند و خیلی‌‌ها هم به دنیای دیگر فرستادیم حالا این آقای احمدی‌نژاد به آقای اسد گفته باید با این شورشگران صحبت کند و با اینها کنار بیاید. آقای احمدی‌نژاد، ما بسیجی‌ها به دستور امام به سوریه رفتیم. ما فدای امام هستیم. ما منتظر ایم امام دستور بفرمایند شما و قبیله دزدتون را هم به دنیای دیگر بفرستیم.